محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
280
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
--> - آنان مىگويند : خداوند متعال برمردم واجب كرده است كه اخطار و هشدار انذاردهنده را بپذيرند ، اين دستورى است براى تقليد جاهل از عالم . ابن حزم اينگونه به آن پاسخ مىگويد : « آنها هيچ حجت و دليلى براى اين گفته خود ندارند زيرا خداوند متعال هرگز دستور نداده است آنچه انذاردهنده مىگويد ، قبول كنيم . و ليكن مىگويند : خداوند فقط امر كرده است آنچه انذاردهنده از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و خداوند دريافت كرده ، بپذيريم تا نسبت به امور دينى تفقه و آگاهى بيابيم ، و نبايد نوآوريهاى افراد و نظرات شخصىاى را كه به دين اضافه كردهاند ، قبول كنيم . و هركس اين بدعتها و نظرات فردى را به خدا نسبت دهد و به كسى اجازه دهد كه قانونى وضع كند كه از طرف خدا نيست ، كافر شده و گرفتن جان و مالش حلال است . خداوند كسى را كه چنين كارى مىكند ، مفترى ( دروغپرداز ) ناميده و مىفرمايد : « قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ ؛ يونس : 59 » : بگو : آيا خدا به شما اجازه داده يا بر خدا دروغ مىبنديد ؟ رجوع كنيد به الإحكام فى اصول الأحكام ابو محمد على بن احمد بن حزم ظاهرى : 2 / 1092 چاپ عاطف . اين استدلال به اين دليل مورد بحث و بررسى قرار گرفته است كه اين آيه علمايى را كه در فتوا اختلافنظر دارند ، شامل نمىشود زيرا امكان ندارد كه قانونگذار دستور اطاعت از امور ضد و نقيض را صادر كند مگر اينكه در امور مورد توافق ، تغيير و تحولى بوجود آيد . و وقوع چنين تغيير و تحولاتى ، همانطور كه ادعا مىكند ، كم نيست . نگاه كنيد به الأصول العامة للفقه المقارن ، و مدخل الى دراسة الفقه المقارن : 660 . « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ؛ انبيا : 7 » : اگر نمىدانيد از پژوهندگان كتابهاى آسمانى بپرسيد . مضمون اين آيه كلى است و بين شخص اعلم و ساير علما ، تفاوتى قائل نشده است با وجود اينكه علما ، معمولا در كسب علم و معرفت باهم متفاوتاند . فقها باتوجه به اين آيه كريمه : « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ، سؤال كردن را براى كسىكه در زمينه احكام ، اطلاع و آگاهى ندارد واجب دانستهاند . و باتوجه به فرموده -